هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

276

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

ما مسلمانان است . در همان‌جا ، دست برداشته به آسمان ، مشغول دعاگويى وجود مبارك قبلهء عالم - روحنافداها - شديم ، كه خدا از عمر ما برداشته ، به عمر شاه بيفزايد . محمد خان نوايى ، شاهد است . يكى از تماشاى ما در اين شهر ، اين بود كه شب ، با محمد خان به شش خانه بابلد به گردش رفتيم . در همهء خان [ ه ] ها متداول است [ كه ] بايد يك چراغ بسوزد . در شش خانه [ اى ] ديديم [ كه ] 2 چراغ مىسوزد ؛ و مطلب را زبانى عرض خواهم كرد . و سالدات « 1 » زيادى حمل مىكردند . بعد مدلل شد [ كه ] از براى چه چيز است . و بابى زيادى در عشق‌آباد دارد . 264 نفر [ از ] آنها را شناختم . و كتابچهء مفصلى از ايشان ديدم . زبانى عرض مىشود . از عشق‌آباد حركت كرديم به [ طرف ] قوچان « 2 » . يك شب در بين راه خوابيديم ؛ چون « مكارى » 4 روزه مىرود ، اما « كالسكه » 2 روزه مىرود . [ قوچان ] ظهر وارد قوچان شديم . سركار شجاع الدوله ، ما را دعوت كردند . 2 ساعت از شب رفته ، به اتفاق محمد خان رفتيم به منزل آن جناب . بسيار از ما پذيرايى « 3 » نمودند و جوياى سلامتى قبلهء عالم - روحنافداها - شدند و از جناب اجل اكرم و جناب مجد الدوله [ هم ] احوال‌پرسى كردند . شيخ‌رئيس هم آنجا بودند . اجماعا مشغول دعاگويى وجود مبارك شاهنشاهى شديم . بعد ، به منزل خودمان رفتيم . در وقت رفتن فرمودند كه : « فردا را در اين‌جا بمانيد ، كه باهم عكس بيندازيم . « 4 » » قبول كردم . مخارج كالسكه‌چى را دادم .

--> ( 1 ) . در اصل : سال داد ، به‌معناى سرباز . ( 2 ) . از شهرهاى شمالى استان خراسان رضوى ، كه در قديم خيوشان ناميده مىشد . در سال 1385 ه . ش . تنها 101 ، 25 خانوار و 313 ، 101 نفر جمعيت داشته و مردم آن كرمانج ( كرد ) و ترك مىباشند . ( 3 ) . در اصل : پزيرائى ( 4 ) . در اصل : به‌يندازيم